شاعر : محمد خادم نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل
از امامِ خود شهادت خواست، حاجت را ببین حاجتش هم داده شد،راه شهادت را ببین خاکِ مردمدار بودن برعبایش مینشستشال سبزش سهم جنگل شد،سیادت را ببین
بوسهای ازحاج قاسم داشت بر پیشانیاش همسفرشد با همان بوسه،رفاقت را ببین ما هـیاهـوهای ناکـارآمداینجامانـدهایم آن سکوت اهل شهادت بود،قسمت را ببین ای دلم!بـازارهای بیشـهـادت را نگـاه خودفروشی را نظر کن،اُفت قیمت را ببین آتش از عشق حسین و جان ازابراهیمهاست آه، خاکستر شدن ازاین حرارت را ببین در خبر آمد که صاحب دولتی پروازکرد دفن شد پائین ِپای دوست،دولت را ببین